فرهنگ آریان‌پور

خیس‌ کننده

#۸۴٬۳۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

wetter

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن wet