فرهنگ آریان‌پور

خنک کرده

#۸۱٬۶۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

iced

منجمد کردن، یخ بستن، منجمد شدن، شکر پوش کردن، یخ، سردى، خونسردى و بى اعتنایى ice