فرهنگ آریان‌پور

خنک کردن

#۸۱٬۶۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

refrigerate

خنک کردن، سرد کردن، خنک نگاه داشتن

۲

cool

خنک، خنک کردن، چاییدن، سرد، خونسرد، آرام کردن

۳

keel

تیر ته کشتى، حمال کشتى، صفحات آهن ته کشتى، وارونه کردن (کشتى)، وارونه شدن، کشتى ذغال کش، عوارض بندرى، خنک کردن، مانع سررفتن دیگ شدن، خنک شدن، (مجازى) دلسرد شدن

۴

freshen

تازه کردن، خنک کردن، نیرو دادن

۵

chill

سرد کردن، خنک شدن، سرما، خنکى، چایمان، مایه دلسردى، ناامید، مایوس