فرهنگ آریان‌پور

خنک شدن

#۸۱٬۶۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

keel

تیر ته کشتى، حمال کشتى، صفحات آهن ته کشتى، وارونه کردن (کشتى)، وارونه شدن، کشتى ذغال کش، عوارض بندرى، خنک کردن، مانع سررفتن دیگ شدن، خنک شدن، (مجازى) دلسرد شدن

۲

chill

سرد کردن، خنک شدن، سرما، خنکى، چایمان، مایه دلسردى، ناامید، مایوس

۳

fresh

تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین

۴

violence

خشونت، تندى، سختى، شدت، زور، غصب، اشتلم، بى حرمتى