فرهنگ آریانپور
خمیر
#۸۱٬۴۴۲
duff
خمیر، سبزى هاى فاسد جنگل، خاکه ذغال سنگ، سرقت گوسفند، تغییر علامت
dough
خمیر، (زبان عامیانه) پول
paste
خمیر، چسب، سریش، گل یا خمیر، نوعى شیرینى، چسباندن، چسب زدن به، خمیر زدن
leavening
خمیر مایه، خمیر ترش، عامل کارگر، مخمر کردن، خمیر کردن، ور آوردن
pulp
مغز ساقه، مغز نیشکر، خمیر کاغذ، حالت خمیرى، جسم خمیر مانند، به صورت تفاله درآوردن، گوشتالو شدن
batter
خرد کردن، داغان کردن، پى درپى زدن، خراب کردن، خمیر (در آشپزى)، خمیدگى، خمیدگى پیدا کردن، با خمیر پوشاندن، خمیر درست کردن
unguent
روغن، خمیر، مرهم