فرهنگ آریان‌پور

خم شو

#۸۱٬۳۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

flexible

خم شو، تاشو، نرم، قابل انعطاف، قابل تغییر

۲

lithe

نرم، خم شو، لاغر اندام

۳

limber

خمیده، سر به زیر، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، خم کردن، تا کردن، خمیده کردن، تمرین نرمش کردن

۴

pliant

نرم، خم شو، راضى شو، زود راضى شو، دمدمى مزاج، تاشو

۵

pliable

خم پذیر، خم شو، انحناء پذیر، نرم شدنى، قابل انعطاف

۶

jointed

محل اتصال، مفصل، لولا، مشترک، توام، درزه، بند گاه، بند، پیوندگاه، زانویى، جاى کشیدن تریاک با استعمال نوشابه، شرکتى، مشاع، شریک، متصل، کردن، خرد کردن، بند بند کردن، مساعى مشترک joint

۷

willowy

بید مانند، بید زار، پر بید، نرم و باریک شبیه بید، بلند