فرهنگ آریانپور
خم پذیر
#۸۱٬۳۲۵
pliable
خم پذیر، خم شو، انحناء پذیر، نرم شدنى، قابل انعطاف
limp
عمل لنگیدن، شلیدن، لنگ، شل، لنگى، لنگیدن، سکته داشتن
limber
خمیده، سر به زیر، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، خم کردن، تا کردن، خمیده کردن، تمرین نرمش کردن
supple
نرم، (در بافت) قابل ارتجاع، کش دار، تغییر پذیر، نرم شدن، راضى شدن، انعطاف پذیر
elastic
کشدار، قابل ارتجاع، فنرى، سبک روح، کشسان
flexible
خم شو، تاشو، نرم، قابل انعطاف، قابل تغییر
yielding
حاصل، محصول دادن، باور کردن، ثمر دادن، واگذار کردن، ارزانى داشتن، بازده، محصول، تسلیم کردن یا شدن
malleable
چکش خور، نرم و قابل انعطاف