فرهنگ آریان‌پور

خم پذیر

#۸۱٬۳۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

pliable

خم پذیر، خم شو، انحناء پذیر، نرم شدنى، قابل انعطاف

۲

limp

عمل لنگیدن، شلیدن، لنگ، شل، لنگى، لنگیدن، سکته داشتن

۳

limber

خمیده، سر به زیر، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، خم کردن، تا کردن، خمیده کردن، تمرین نرمش کردن

۴

supple

نرم، (در بافت) قابل ارتجاع، کش دار، تغییر پذیر، نرم شدن، راضى شدن، انعطاف پذیر

۵

elastic

کشدار، قابل ارتجاع، فنرى، سبک روح، کشسان

۶

flexible

خم شو، تاشو، نرم، قابل انعطاف، قابل تغییر

۷

yielding

حاصل، محصول دادن، باور کردن، ثمر دادن، واگذار کردن، ارزانى داشتن، بازده، محصول، تسلیم کردن یا شدن

۸

malleable

چکش خور، نرم و قابل انعطاف