فرهنگ آریانپور
خش خش کردن
#۸۰٬۰۷۴
rustle
صداى برگ خشک، خش خش کردن، صدا کردن، صدا در آوردن از، صداى برگ خشک ایجاد کردن
grate
رنده، بخارى پنجره اى، بخارى تو دیوارى، شبکه، پنجره، میله هاى آهخنى، (معنى مجازى) قفس آهنى، زندان، صداى تصادم (نیزه و شمشیر)، حبس کردن، با شبکه مجهز کردن، شبکه دار کردن داراى نرده و پنجره آهنى کردن، رنده کردن، (به هم) سائیدن، (مجازى) آزردن، صداى خشن درآوردن، به زور ستاندن
groan
ناله، فریاد، گله، شکایت، ناله کردن، نالیدن
crinkle
پیچاندن، تاب دادن، مضرس، زیگ زاگ، دندانه دندانه
interfere
دخالت کردن، پا بمیان گذاردن، مداخله کردن، تداخل کردن