فرهنگ آریان‌پور

خش‌ خش‌ کردن

#۸۰٬۰۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

rustle

صداى برگ خشک، خش خش کردن، صدا کردن، صدا در آوردن از، صداى برگ خشک ایجاد کردن

۲

grate

رنده، بخارى پنجره اى، بخارى تو دیوارى، شبکه، پنجره، میله هاى آهخنى، (معنى مجازى) قفس آهنى، زندان، صداى تصادم (نیزه و شمشیر)، حبس کردن، با شبکه مجهز کردن، شبکه دار کردن داراى نرده و پنجره آهنى کردن، رنده کردن، (به هم) سائیدن، (مجازى) آزردن، صداى خشن درآوردن، به زور ستاندن

۳

groan

ناله، فریاد، گله، شکایت، ناله کردن، نالیدن

۴

crinkle

پیچاندن، تاب دادن، مضرس، زیگ زاگ، دندانه دندانه

۵

interfere

دخالت کردن، پا بمیان گذاردن، مداخله کردن، تداخل کردن