فرهنگ آریان‌پور

خش خش

#۸۰٬۰۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

froufrou

خش خش، حاشیه دوزى، حشو و زوائد

۲

mush

حریره آرد ذرت، خمیر نرم، (در رادیو) صداى مزاحم، پارازیت، خش خش، حریره آرد ذرت تهیه کردن، سفر پیاده در برف، پیاده در برف سفر کردن، احساسات بیش از حد