فرهنگ آریان‌پور

خش‌ خش

#۸۰٬۰۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

rustle

صداى برگ خشک، خش خش کردن، صدا کردن، صدا در آوردن از، صداى برگ خشک ایجاد کردن

۲

scrape

پنجول زدن، با ناخن و جنگال خراشیدن، خاراندن، پاک کردن، زدودن، با کهنه یا چیزى سائیدن یا پاک کردن، تراشیدن، خراشیدن، خراش، اثر خراش، گیر، گرفتارى

۳

crackle

صداى ترق و تروق، صداى انفجار پى در پى، صداى انفجار و شکستگى تولید کردن، شکستن

۴

scratch

خراشیدن، خاراندن، خط زدن، قلم زدن، خراش، تراش، چرکنویس