فرهنگ آریانپور
خش خش
#۸۰٬۰۷۰
rustle
صداى برگ خشک، خش خش کردن، صدا کردن، صدا در آوردن از، صداى برگ خشک ایجاد کردن
scrape
پنجول زدن، با ناخن و جنگال خراشیدن، خاراندن، پاک کردن، زدودن، با کهنه یا چیزى سائیدن یا پاک کردن، تراشیدن، خراشیدن، خراش، اثر خراش، گیر، گرفتارى
crackle
صداى ترق و تروق، صداى انفجار پى در پى، صداى انفجار و شکستگى تولید کردن، شکستن
scratch
خراشیدن، خاراندن، خط زدن، قلم زدن، خراش، تراش، چرکنویس