فرهنگ آریان‌پور

خش

#۸۰٬۰۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

noise

خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت

۲

scrunch

صداى به هم خوردن چیزى (مثل صداى سنگریزه)، درهم شکستن، به هم فشردن، مچاله کردن، منقبض کردن

۳

particle

خرده، ریزه، ذره، لفظ، حرف