فرهنگ آریان‌پور

خراب‌ کردن به طور کامل

#۷۹٬۱۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

total

کل، جمع کل، کامل، کلى، تام، مطلق، مجموع، جمع، جمله، سرجمع، حاصل جمع، جمع کردن، سرجمع کردن