فرهنگ آریان‌پور

خدمتکار

#۷۹٬۰۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fag

خرحمالى کردن، سخت کار کردن، جان کندن، خسته کردن، از پا درآوردن، حمال مفت، خدمتکار، سیگار

۲

batman

گماشته، خدمتکار، یک من یا 3 کیلو (باتمان)

۳

damsel

دوشیزه، خدمتکار

۴

server

خدمتگذار، خدمتکار، کمک کننده، نوکر، (در بازى) بازیکنى که توپ را مى زند

۵

varlet

ملازم، خدمتکار، آدم پست و رذل

۶

damosel

دوشیزه، خدمتکار

۷

damozel

دوشیزه، خدمتکار

۸

servant

نوکر، خدمتکار، خادم، پیشخدمت، بنده

۹

factotum

آدم همه کاره، خدمتکار

۱۰

servitor

خدمتگذار، مستخدم، خدمتکار، نوکر، زیر دست، تابع

۱۱

chambermaid

کلفت، خادمه، خدمتکار

۱۲

maid

دوشیزه یا زن جوان، پیشخدمت مونث، دختر

۱۳

woman

زن، زنانگى، کلفت، رفیقه (نامشروع)، زن صفت، ماده، مونث، جنس زن

۱۴

vassal

(حقوق، قدیم انگلیس) خراجگزار، هم بیعت بالرد، تبعه، بنده، غلام، رعیت

۱۵

houseman

مرد خانه، اهل خانه، مستخدم خانه