فرهنگ آریانپور
خدمتکار
#۷۹٬۰۵۵
fag
خرحمالى کردن، سخت کار کردن، جان کندن، خسته کردن، از پا درآوردن، حمال مفت، خدمتکار، سیگار
batman
گماشته، خدمتکار، یک من یا 3 کیلو (باتمان)
damsel
دوشیزه، خدمتکار
server
خدمتگذار، خدمتکار، کمک کننده، نوکر، (در بازى) بازیکنى که توپ را مى زند
varlet
ملازم، خدمتکار، آدم پست و رذل
damosel
دوشیزه، خدمتکار
damozel
دوشیزه، خدمتکار
servant
نوکر، خدمتکار، خادم، پیشخدمت، بنده
factotum
آدم همه کاره، خدمتکار
servitor
خدمتگذار، مستخدم، خدمتکار، نوکر، زیر دست، تابع
chambermaid
کلفت، خادمه، خدمتکار
maid
دوشیزه یا زن جوان، پیشخدمت مونث، دختر
woman
زن، زنانگى، کلفت، رفیقه (نامشروع)، زن صفت، ماده، مونث، جنس زن
vassal
(حقوق، قدیم انگلیس) خراجگزار، هم بیعت بالرد، تبعه، بنده، غلام، رعیت
houseman
مرد خانه، اهل خانه، مستخدم خانه