فرهنگ آریانپور
خدمت کردن به جای دیگری
#۷۹٬۰۴۹
spell
(past: spelt, spelled ; past participle: spelt, spelled) ـ هجى کردن، املاء کردن، درست نوشتن، پى بردن به، خواندن، طلسم کردن، دل کسى را بردن، سحر، جادو، طلسم، جذابیت، افسون، حمله ناخوشى، حمله
stranger
ناشناس، بیگانه، خارجى، غریبه، عجیب، غیر متجانس wog