واژههای فارسی←خدمت نظام کردنفرهنگ آریانپورخدمت نظام کردن#۷۹٬۰۵۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱serveخدمت کردن، خدمت انجام دادن، به کار رفتن، به درد خوردن، (در بازى) توپ را زدنواژههای نزدیک در الفباخدمت رسیدن و خدمت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمت زیر پرچممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمت سربازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمت سربازی - داوطلب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمت شناساندنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمت صادقانه و از روی وفاداری و صمیمیتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر