فرهنگ آریان‌پور

حلال

#۷۶٬۶۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

solvent

حلال، مایع محلل، قادر به پرداخت قروض

۲

legit

(legitimate =) ـ نمایش مجاز، تئاتر مجاز، قانونى، حلال، مشروع

۳

licit

مشروع، حلال، قانونى، روا، مجاز، حراج، فروش از طریق مزایده

۴

kosher

پاک، حلال، تهیه شده برطبق شریعت یهود

۵

lawful

قانونى، مشروع، مجاز، حلال، داتایى، بربستى، روا

۶

resolvent

(پزشکى) محلل، حلال، جواب، حل، حل مسئله