فرهنگ آریان‌پور

حلاجی‌ کردن

#۷۶٬۶۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

vex

آزردن، رنجاندن، رنجه دادن، خشمگین کردن

۲

sift

الک کردن، بیختن، وارسى کردن، الک

۳

card

کارت، برگ، ورق، ورق بازى، گنجفه، کارت ویزیت، بلیط، مقوا، کارت تبریک، کارت عضویت، ورق بازى کردن، پنبه زنى، ماشین پرداخت پارچه card ـ (52)

۴

comb

شانه، شانه کردن، جستجو کردن، شانه اى

۵

winnow

بوجارى کردن، باد افشان کردن، باد دادن، افشاندن، پاک کردن، غربال کردن، به جنبش در آوردن