فرهنگ آریانپور
حل و فصل کردن
#۷۶٬۶۰۶
untie
باز کردن، گشودن، حل کردن
dispose
(disposal =) ـ مرتب کردن، مستعد کردن، ترتیب کارها را معین کردن
mediate
میانى، وسطى، واقع در میان، غیر مستقیم، میانجى گرى کردن، وساطت کردن، پابمیان گذاردن، در میان واقع شدن
#۷۶٬۶۰۶
باز کردن، گشودن، حل کردن
(disposal =) ـ مرتب کردن، مستعد کردن، ترتیب کارها را معین کردن
میانى، وسطى، واقع در میان، غیر مستقیم، میانجى گرى کردن، وساطت کردن، پابمیان گذاردن، در میان واقع شدن