فرهنگ آریان‌پور

حساب‌ کردن (2)

#۷۵٬۵۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

compound

مرکب، چند جزیى، جسم مرکب، لفظ مرکب، بلور دوتایى محوطه، عرصه، حیاط، ترکیب ترکیب کردن، آمیختن