فرهنگ آریانپور
حساب غلط کردن
#۷۵٬۵۱۸
miscast
(past: miscast ; past participle: miscast) ـ بناحق انداختن، حساب غلط کردن، (در نمایش) بد بازى کردن، براى نقش خود مناسب نبودن
misreckon
بد حساب کردن، بد شمردن، حساب غلط کردن
#۷۵٬۵۱۸
(past: miscast ; past participle: miscast) ـ بناحق انداختن، حساب غلط کردن، (در نمایش) بد بازى کردن، براى نقش خود مناسب نبودن
بد حساب کردن، بد شمردن، حساب غلط کردن