فرهنگ آریانپور
حساب شده
#۷۵٬۵۱۷
chaste
عفیف، پاکدامن، خالص و مهذب
careful
با دقت، با احتیاط، مواظب، بیمناک
prudent
(prudential =) ـ محتاط، از روى احتیاط
measured
اندازه، اندازه گرفتن، سنجدین، پیمانه، مقیاس، واحد، میزان، حد، پایه، درجه، اقدام، (شعر) وزن شعر، بحر، پیمانه کردن، سنجیدن، درآمدن، اندازه نشان دادن، اندازه داشتن measure
considered
رسیدگى کردن (به)، ملاحظه کردن، تفکر کردن
deliberate
تعمد کردن، عمداً انجام دادن، عمدى، تعمداً، تعمق کردن، سنجیدن، اندیشه کردن، کنکاش کردن