فرهنگ آریان‌پور

حرکت کردن - سنگین -

#۷۵٬۱۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

lug

گوشک، گوش پوش، آویزه، دسته یا هر چیزى که به وسیله آن چیزى را حمل یا بیاویزند، هر عضو جلو آمده چیزى، دیرک، تیر، آدم کله خر، کودن، عذاب دادن، به زور کشیدن، کشیدن و بردن، قالب زدن (بزو)، گنجانیدن، پس زدن دهنه اسب، سنگین حرکت کردن

۲

larrup

(در گویش) کتک جانانه زدن، شکست فاحش دادن، سنگین حرکت کردن، ضربت

۳

lumber

تخته، الوار، تیر بریده، الوار را قطع کردن، چوب برى کردن، سنگین حرکت کردن، سلانه سلانه راه رفتن