واژههای فارسی←از کار دراوردنفرهنگ آریانپوراز کار دراوردن#۷٬۳۵۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱fashionروش، سبک، طرز، اسلوب، مد، ساختن، درست کردن، به شکل در آوردنواژههای نزدیک در الفبااز کار بازداشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار بر کنار کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار در - بافتن -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار در امدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار در نیامدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار درامدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر