واژههای فارسی←از کار در امدهفرهنگ آریانپوراز کار در امده#۷٬۳۴۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱workerعمله، کارگر، ایجاد کننده، از کار در آمده۲worked upتهییج شده، ترغیب شده، از کار در آمدهواژههای نزدیک در الفبااز کار ایستادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار باز ایستادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار باز ایستاندنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار بازداشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار بر کنار کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار در - بافتن -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر