فرهنگ آریان‌پور

از کار در امده

#۷٬۳۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

worker

عمله، کارگر، ایجاد کننده، از کار در آمده

۲

worked up

تهییج شده، ترغیب شده، از کار در آمده