واژههای فارسی←از کار بازداشتنفرهنگ آریانپوراز کار بازداشتن#۷٬۳۴۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱hamperاز کار بازداشتن، مانع شدن، مختل کردن، قیدواژههای نزدیک در الفبااز کار افتاده - فاحشه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار انداختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار انداختن موتورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار ایستادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار باز ایستادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز کار باز ایستاندنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر