فرهنگ آریان‌پور

جنباندن ناگهانی

#۶۷٬۹۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

fling

(past: flung ; past participle: flung) ـ پرت کردن، انداختن، افکندن، پرتاب، جفتک پرانى، بیرون دادن، روانه ساختن