فرهنگ آریان‌پور

جنبان

#۶۷٬۸۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

vacillatory

نوسانى، جنبان، مردد، مشکوک، ناپایدار، تغییر پذیر

۲

loose

شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن

۳

rocky

پرصخره، سنگلاخ، سخت، پرصلابت wiggly

۴

floating

جسم شناور بر روى آب، سوهان پهن، بستنى مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، روى آب ایستادن، سوهان زدن، شناور بودن، شناور ساختن float

۵

wriggler

پیچ و خم دار، چیزى که مى لولد