فرهنگ آریان‌پور

جنباندن چیزی‌ که یک سرش به جایی وصل‌ است

#۶۷٬۸۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

wag

جنباندن، تکان دادن، تکان خوردن، جنبیدن، تکان