فرهنگ آریان‌پور

جا گرفتن

#۶۴٬۳۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

indwell

جا گرفتن (در)، جایگیر شدن (در)، ساکن شدن (در)، اشغال کردن، مسکن گزیدن

۲

hold

(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى

۳

situate

(حقوق) واقع در، واقع شده، درمحلى گذاردن، جا گرفتن