فرهنگ آریانپور
جا گرفتن
#۶۴٬۳۶۷
indwell
جا گرفتن (در)، جایگیر شدن (در)، ساکن شدن (در)، اشغال کردن، مسکن گزیدن
hold
(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى
situate
(حقوق) واقع در، واقع شده، درمحلى گذاردن، جا گرفتن