فرهنگ آریان‌پور

جا گذاشتن

#۶۴٬۳۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

mislay

(past: mislaid ; past participle: mislaid) ـ گم کردن، جا گذاشتن (چیزى)

۲

misplace

درجاى عوضى گذاشتن، گم کردن، جا گذاشتن

۳

leave

(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت