فرهنگ آریان‌پور

جا کردن

#۶۴٬۳۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

fold

تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن

۲

crib

آخور، تخت خواب بچه، دله دزدى، دزدى ادبى، کش رفتن یا دزدیدن

۳

corral

آغل، جاى اسب و گله، دفاعى که از واگن و عرابه مى سازند، حصار درست کردن، احاطه کردن