فرهنگ آریانپور
جا در رفتن - از -
#۶۴٬۳۴۷
flare
روشنایى خیره کننده و نامنظم، زبانه کشى، شعله زنى، شعله، چراغ یا نشان دریایى، نمایش، خود نمایى، با شعله نامنظم سوختن، از جا در رفتن
outrage
تخطى، غضب، هتک حرمت، از جا در رفتن، سخت عصبانى شدن، بى حرمت ساختن، بى عدالتى کردن
dislocate
جابجا کردن، از جا در رفتن (استخوان)
transport
ترابرى کردن، بردن، حمل کردن، نقل و انتقال دادن، نفى بلد کردن، از خود بى خود شدن، از جا در رفتن، بارکش، حمل و نقل، وسیله نقلیه، ترابرى، حامل