فرهنگ آریان‌پور

جا در رفتن - از -

#۶۴٬۳۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

flare

روشنایى خیره کننده و نامنظم، زبانه کشى، شعله زنى، شعله، چراغ یا نشان دریایى، نمایش، خود نمایى، با شعله نامنظم سوختن، از جا در رفتن

۲

outrage

تخطى، غضب، هتک حرمت، از جا در رفتن، سخت عصبانى شدن، بى حرمت ساختن، بى عدالتى کردن

۳

dislocate

جابجا کردن، از جا در رفتن (استخوان)

۴

transport

ترابرى کردن، بردن، حمل کردن، نقل و انتقال دادن، نفى بلد کردن، از خود بى خود شدن، از جا در رفتن، بارکش، حمل و نقل، وسیله نقلیه، ترابرى، حامل