واژههای فارسی←جا به جا کردنفرهنگ آریانپورجا به جا کردن#۶۴٬۳۲۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱displaceجابجا کردن، جانشین (چیزى) شدن، جاى چیزى را عوض کردن، تبعید کردنواژههای نزدیک در الفباجا برای ایستادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجا برای پاهامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجا برای نشاندن داشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجا برای نشستنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجا برداشتن - از -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجا به جا شدن استخوان و مفصلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر