واژههای فارسی←جا برای نشستنفرهنگ آریانپورجا برای نشستن#۶۴٬۳۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱seatجا، صندلى، نیمکت، نشیمنگاه، مسند، سرین، کفل، مرکز، مقر، محل اقامت، جایگاه، نشاندن، جایگزین ساختنواژههای نزدیک در الفباجا انداختن استخوانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجا انداخته نشدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجا انگشتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجا انگشتی - ردیف -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجا انگشتی دار شبیه - اکوردئون -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجا برای ایستادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر