فرهنگ آریان‌پور

جا خوردن‌ از ترس

#۶۴٬۳۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

flinch

شانه خالى کردن، به خود پیچیدن، دریغ داشتن، مضایقه کردن، مضایقه، امساک