فرهنگ آریانپور
جا خالی دادن
#۶۴٬۳۲۹
duck
اردک، مرغابى، اردک ماده، غوطه، غوض، زیر آب رفتن، غوض کردن
ward
نگهبان، سلول زندان، اتاق عمومى بیماران بسترى، صغیرى که تحت قیومت باشد، محجور، نگهدارى کردن، توجه کردن
dodge
جاخالى دادن، این سو و آن سو رفتن، (مجازى) گریز زدن، طفره زدن، تمجمج، اهمال، جاخالى
parry
دفع کردن حمله حریف، دور کردن، دفع حمله، دورسازى، طفره رفتن