فرهنگ آریان‌پور

جا خالی دادن

#۶۴٬۳۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

duck

اردک، مرغابى، اردک ماده، غوطه، غوض، زیر آب رفتن، غوض کردن

۲

ward

نگهبان، سلول زندان، اتاق عمومى بیماران بسترى، صغیرى که تحت قیومت باشد، محجور، نگهدارى کردن، توجه کردن

۳

dodge

جاخالى دادن، این سو و آن سو رفتن، (مجازى) گریز زدن، طفره زدن، تمجمج، اهمال، جاخالى

۴

parry

دفع کردن حمله حریف، دور کردن، دفع حمله، دورسازى، طفره رفتن