واژههای فارسی←از پا دراوردن و مطیع کردنفرهنگ آریانپوراز پا دراوردن و مطیع کردن#۶٬۰۷۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱wear outکهنه و فرسوده شدن (در اثر استعمال)، از پا درآوردن و مطیع کردن، کاملاً خسته کردنواژههای نزدیک در الفبااز پا افتادهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز پا انداختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز پا در اوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز پا درامدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز پا درامدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز پا دراوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر