فرهنگ آریان‌پور

از پا درامدن

#۶٬۰۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

tire

خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به tire burnout

۲

peter

(معمولاً با out) کم آمدن، به پایان رسیدن، تمام شدن، از پا درآمدن، ته کشیدن، از پا افتادن اسم خاص مذکر، پطرس حوارى عیسى

۳

consume

مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن

۴

wilt

پلاسیده و پژمرده شدن، خم شدن

۵

succumb

از پاى در آمدن، تسلیم شدن، سرفرود آوردن