فرهنگ آریانپور
از پا درامدن
#۶٬۰۶۷
tire
خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به tire burnout
peter
(معمولاً با out) کم آمدن، به پایان رسیدن، تمام شدن، از پا درآمدن، ته کشیدن، از پا افتادن اسم خاص مذکر، پطرس حوارى عیسى
consume
مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن
wilt
پلاسیده و پژمرده شدن، خم شدن
succumb
از پاى در آمدن، تسلیم شدن، سرفرود آوردن