فرهنگ آریان‌پور

تعطیل کردن - موقتا -

#۵۸٬۱۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

recess

عقب نشینى، پس زنى، پس رفت کردن، بازگشت، فترت، دوره فترت، تعطیل موقتى، تنفس، گوشه، کنار، پستى، تورفتگى، موقتا تعطیل کردن، طاقچه ساختن، مرخصى گرفتن، تنفس کردن

۲

intermit

قطع کردن، گسیختن، موقتا تعطیل کردن، نوبت داشتن، نوبت شدن