فرهنگ آریان‌پور

تعطیل‌ کردن

#۵۸٬۱۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

call

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى

۲

close

به دقت

۳

discontinue

ادامه ندادن، بس کردن، موقوف کردن، قطع کردن