فرهنگ آریان‌پور

تعطیل شدن

#۵۸٬۱۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

shut

(past: shut ; past participle: shut) ـ بستن، بر هم نهادن، جوش دادن، بسته شدن، تعطیل شدن، تعطیل کردن، پایین آوردن، بسته، مسدود

۲

prorogue

(prorogate =) ـ تعطیل کردن، بتعویق انداختن، تعطیل شدن

۳

prorogate

(prorogue =) ـ تعطیل کردن، بتعویق انداختن، تعطیل شدن

۴

shut down

تعطیل کردن، تعطیل شدن، بستن، بسته شدن، تعطیل

۵

close

به دقت