فرهنگ آریانپور
تعطیل شدن
#۵۸٬۱۷۹
shut
(past: shut ; past participle: shut) ـ بستن، بر هم نهادن، جوش دادن، بسته شدن، تعطیل شدن، تعطیل کردن، پایین آوردن، بسته، مسدود
prorogue
(prorogate =) ـ تعطیل کردن، بتعویق انداختن، تعطیل شدن
prorogate
(prorogue =) ـ تعطیل کردن، بتعویق انداختن، تعطیل شدن
shut down
تعطیل کردن، تعطیل شدن، بستن، بسته شدن، تعطیل
close
به دقت