واژههای فارسی←تجزیه کردن کشورفرهنگ آریانپورتجزیه کردن کشور#۵۴٬۰۹۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dismemberاندام هاى کسى را بریدن، (مج) جدا کردن، تجزیه کردنواژههای نزدیک در الفباتجزیه فیبرینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجزیه کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجزیه کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجزیه کردن (2)مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجزیه کردن به عواملمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجزیه کردن به وسیله جریان برقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر