فرهنگ آریانپور
تجزیه کردن
#۵۴٬۰۸۵
decompose
از هم پاشیدن، تجزیه کردن، متلاشى شدن
atomize
(مایعات) تبدیل به پودر کردن، مرکب از اتم یا ذرات ریز کردن
resolve
رفع کردن، مقرر داشتن، تصمیم گرفتن، راى دادن
partition
جزء بندى کردن، افراز، تیغه، دیواره، وسیله یا اسباب تفکیک، حد فاصل، آپارتمان، تقسیم به بخش هاى جزء کردن، تفکیک کردن، جدا کردن