فرهنگ آریان‌پور

تجدید کردن

#۵۳٬۹۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

renew

بازنو کردن، تجدید کردن، نو کردن، تکرار کردن

۲

furbish

پرداخت کردن، پاک کردن، جلا دادن، تجدید کردن، صورت تازه دادن به، تجدید نظر کردن در

۳

reedify

دوباره ساختن، تجدید کردن

۴

reintegrate

مجددا برقرار کردن، تجدید کردن، دوباره جمع آورى و متحد کردن، سر و سامان دادن

۵

redintegrate

تجدید شونده، دوباره مستقر شونده، دوباره درست کردن، دوباره بر قرار کردن، تجدید کردن، دوباره یکى شدن