فرهنگ آریانپور
تجدید قوا
#۵۳٬۹۹۳
refection
تجدید قوا
rest
آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده
revival
احیا، تجدید، تمدید، استقرار مجدد، تقویت
invigoration
تقویت