فرهنگ آریان‌پور

پهن‌ کردن چیز تا کرده

#۴۸٬۶۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

unfold

آشکار کردن، فاش کردن، آشکار شدن، رها کردن، باز کردن، تاه چیزى را گشودن