فرهنگ آریانپور
پهن کردن
#۴۸٬۶۹۰
widen
پهن کردن، عریض کردن، گشاد کردن
broaden
پهن کردن، وسیع کردن، منتشر کردن
flatten
پهن کردن، مسطح کردن، بیمزه کردن، نیم نت پایین آمدن، روحیه خود را باختن
strow
(معنى مجازى) پخش کردن، پهن کردن، گستردن
expand
بسط دادن، بسط یافتن، منبسط شدن، منبسط کردن، توسعه دادن، پهن کردن، به تفصیل شرح دادن
scutch
تیشه معمارى، شلاق زدن، کتک زدن، پنبه زنى کردن، پهن کردن، باز کردن
spread
(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن