فرهنگ آریان‌پور

پهن‌ کردن

#۴۸٬۶۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

widen

پهن کردن، عریض کردن، گشاد کردن

۲

broaden

پهن کردن، وسیع کردن، منتشر کردن

۳

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن

۴

splay

منبت کارى کردن، باز کردن، گسترده

۵

extend

توسعه دادن، تمدید کردن، عمومیت دادن، دراز کردن، طول دادن، رساندن، ادامه دادن، منبسط کردن