فرهنگ آریان‌پور

ارام‌ کردن (2)

#۴٬۶۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

lull

آرام کردن، فرو نشاندن، ساکت شدن، لالایى خواندن، آرامش، سکون، آرامى با داروی‌ مسکن‌

۲

settle

واریز، تسویه، جا دادن، ماندن، مقیم کردن، ساکن کردن، واریز کردن، تصفیه کردن، معین کردن، ته نشین شدن، تصفیه حساب کردن، نشست کردن درد و غیره‌

۳

soothe

آرام کردن، تسکین دادن، دل به دست آوردن، دلجویى کردن، استمالت کردن خودرا

۴

sedate

آرام، ملایم، متین، موقر، جدى، تسکین دهنده

۵

compose

سرودن، ساختن، درست کردن، تصنیف کردن با لالایی‌ خواندن‌ یا جنباندن‌

۶

unburden

سبکبار کردن، بار از دوش کسى برداشتن، اعتراف و درد دل کردن معده‌ یا اعصاب‌ یا فکر و غیره‌