فرهنگ آریان‌پور

ارام‌ کردن

#۴٬۶۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

pacify

آرام کردن، فرو نشاندن، تسکین دادن

۲

assuage

آرام کردن، تخفیف دادن

۳

placate

آرام کردن، تسکین دادن، آشتى کردن

۴

calm

آرامش، بى سر و صدایى، آسوده، سکوت، آرام، ساکت، ساکن آرام کردن، ساکت کردن، فرو نشاندن

۵

quiet

(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا

۶

still

آرام، خاموش، ساکت، بى حرکت، راکد، همیشه، هنوز، باز هم، هنوزهم معذلک آرام کردن، ساکت کردن، خاموش شدن، دستگاه تقطیر، عرق گرفتن از، سکوت، خاموشى

۷

becalm

(دریانوردى) از پیشرفت بازداشتن (در اثر فقدان باد)، آرام کردن، تسلى دادن

۸

quieten

(quiet =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن

۹

alleviate

سبک کردن، آرام کردن، کم کردن

۱۰

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۱۱

quell

فرو نشاندن، سرکوبى کردن، تسکین دادن

۱۲

salve

ضماد، مرهم، مرهم تسکین دهنده، (مجازى) داروى تسکین دهنده، ضماد گذاشتن، تسکین دادن

۱۳

mitigate

سبک کردن، تخفیف دادن، تسکین دادن